در قله یک پل محدب، مرکز انحنای مسیر پایین خودرو است؛ پس شتاب مرکزگرا رو به پایین و معادله شعاعی mg − N = mv²/r است. بنابراین N = mg − mv²/r و عدد ترازو یا وزن ظاهری از mg کمتر می‌شود. در کف یک مسیر مقعر، مرکز انحنا بالای خودرو است؛ پس N − mg = mv²/r و N = mg + mv²/r است، یعنی وزن ظاهری بیشتر می‌شود. مسیر مطمئن حل این است که مرکز انحنا را پیدا کنی، راستای رو به مرکز را مثبت بگیری و فقط مؤلفه نیروها در همان راستا را برابر mv²/r قرار دهی.

پیش از نوشتن معادله، مرکز انحنای مسیر را پیدا کن

خودرو ممکن است در یک لحظه افقی حرکت کند، اما چون جهت بردار سرعت در حال تغییر است شتاب دارد. مؤلفه شعاعی شتاب اندازه v²/r دارد و همیشه به سوی مرکز دایره مماس بر مسیر است. در قله برآمدگی، مرکز انحنا زیر خودرو و در کف فرورفتگی، بالای خودرو قرار دارد.

شکل مسیر را با یک دایره محلی کامل کن و پیکانی از جسم به مرکز آن بکش. این پیکان راستای مثبت پیشنهادی برای معادله شعاعی است. شعاع r نیز شعاع انحنای همان بخش مسیر است، نه ارتفاع پل یا فاصله خودرو از زمین.

  • قله محدب: جهت مرکز رو به پایین
  • کف مقعر: جهت مرکز رو به بالا
  • اندازه شتاب شعاعی: aᵣ = v²/r

وزن و نیروی عمودی سطح را از نیروی مرکزگرا جدا نکن

اگر مقاومت هوا و نیروهای اضافی را نادیده بگیریم، در راستای قائم دو نیرو بر خودرو وارد می‌شود: وزن mg رو به پایین و نیروی عمودی سطح N رو به بالا. عبارت mv²/r نیروی سومی نیست؛ این عبارت باید با برآیند مؤلفه نیروهای واقعی در راستای شعاعی برابر شود.

وزن واقعی mg با تغییر شکل مسیر عوض نمی‌شود، اما نیروی تماسی N می‌تواند تغییر کند. ترازو همین نیروی تماسی را نشان می‌دهد؛ به همین دلیل N را وزن ظاهری می‌نامیم. احساس سبکی یا سنگینی نیز از کم یا زیادشدن همین نیروی تکیه‌گاه می‌آید، نه از تغییر جرم یا گرانش.

در قله پل محدب، نیروی عمودی سطح را کم کن

در قله، جهت رو به مرکز پایین است. با مثبت‌گرفتن پایین، وزن علامت مثبت و N علامت منفی دارد: mg − N = mv²/r. پس N = mg − mv²/r. هرچه تندی بیشتر یا شعاع انحنا کوچک‌تر باشد، N کمتر و احساس سبکی بیشتر است.

در حالت مرزیِ جداشدن خودرو از سطح، تماس درست در آستانه قطع‌شدن است و N = 0 می‌شود. از mg = mv²/r تندی بحرانی v = √(gr) به دست می‌آید. اگر مدل ساده برای تندی بزرگ‌تری N منفی بدهد، معنای فیزیکی آن کشیدن خودرو به سوی سطح نیست؛ یعنی فرض تماس دیگر معتبر نیست و خودرو پیش‌تر از سطح جدا شده است.

  • قله محدب: mg − N = mv²/r
  • وزن ظاهری: N = mg − mv²/r
  • آستانه قطع تماس: v = √(gr)

در کف مسیر مقعر، نیروی عمودی سطح را افزایش بده

در کف فرورفتگی، جهت رو به مرکز بالا است. با مثبت‌گرفتن بالا داریم N − mg = mv²/r و بنابراین N = mg + mv²/r. نیروی سطح باید هم وزن را خنثی کند و هم برآیندی رو به بالا برای خم‌کردن مسیر حرکت بسازد.

در این نقطه با افزایش تندی، N بیشتر می‌شود و سرنشین سنگین‌تر احساس می‌کند. برخلاف قله محدب، قرار دادن N = 0 در کف مسیر با معادله و تماس از پایین سازگار نیست؛ سطح برای ایجاد شتاب رو به بالا باید نیرویی بزرگ‌تر از وزن وارد کند.

  • کف مقعر: N − mg = mv²/r
  • وزن ظاهری: N = mg + mv²/r
  • در یک v و r یکسان، N کف از N قله بیشتر است.

مثال حل‌شده: مقایسه عدد ترازو در قله و کف مسیر

خودرویی با جرم 1000 kg و تندی 10 m/s از قله پلی محدب با شعاع انحنای 50 m عبور می‌کند. با g = 10 m/s²، نیروی عمودی پل بر خودرو را پیدا کن. سپس فرض کن خودرو با همین تندی وارد کف مسیری مقعر با همان شعاع می‌شود و N را دوباره حساب کن.

شتاب شعاعی در هر دو نقطه v²/r = 10²/50 = 2 m/s² است. در قله، N = m(g − v²/r) = 1000(10 − 2) = 8000 N. این مقدار از وزن 10000 N کمتر است و با احساس سبکی سازگار است.

در کف، N = m(g + v²/r) = 1000(10 + 2) = 12000 N. اختلاف دو عدد 4000 N است. توجه کن که وزن واقعی خودرو در هر دو نقطه همان 10000 N مانده و فقط نیروی تماس تغییر کرده است.

مسئله پل خمیده را در پنج گام حل کن

یک: نقطه مورد نظر را روی مسیر مشخص و مرکز انحنای محلی را پیدا کن. دو: پیکان شتاب v²/r را رو به مرکز بکش. سه: نمودار جسم آزاد را فقط با نیروهای واقعی، مانند mg و N، رسم کن. چهار: راستای رو به مرکز را مثبت بگیر و مجموع جبری نیروهای شعاعی را برابر mv²/r بگذار. پنج: N را حل و علامت و اندازه آن را با شکل کنترل کن.

اگر تندی در نقطه داده نشده باشد، ممکن است لازم باشد ابتدا آن را با پایستگی انرژی یا معادله حرکت پیدا کنی و سپس وارد معادله شعاعی شوی. معادله انرژی تندی را می‌دهد، اما به‌تنهایی N را تعیین نمی‌کند؛ برای نیروی تماس همچنان به قانون دوم نیوتن در راستای شعاعی نیاز داری.

چهار خطای رایج را با کنترل‌های سریع پیدا کن

خطای اول، نوشتن N = mv²/r و حذف وزن است. خطای دوم، افزودن نیروی جداگانه‌ای به نام مرکزگرا به نمودار جسم آزاد است. خطای سوم، ثابت‌گرفتن جهت مثبت رو به بالا در همه نقاط بدون توجه به مرکز انحناست. خطای چهارم نیز قراردادن N = 0 در هر سؤال قله، حتی وقتی مسئله درباره آستانه قطع تماس نیست.

برای کنترل، اگر v = 0 شود باید در هر دو نقطه N = mg به دست آید. در قله باید تا وقتی تماس برقرار است 0 ≤ N ≤ mg و در کف باید N ≥ mg باشد. همچنین یکای mv²/r نیوتون است. برای مرور مفهوم برآیند شعاعی، راهنمای حرکت دایره‌ای را بخوان؛ مقاله حلقه قائم حالت تماس در چند نقطه و راهنمای آسانسور تفاوت وزن واقعی و ظاهری در حرکت خطی را تکمیل می‌کنند.

جمع‌بندی

در مسیر خمیده، شتاب مرکزگرا همیشه رو به مرکز انحناست. در قله پل محدب، mg − N = mv²/r و جسم سبک‌تر احساس می‌شود؛ در کف مسیر مقعر، N − mg = mv²/r و جسم سنگین‌تر احساس می‌شود. نیروی مرکزگرا یک نیروی تازه نیست، بلکه نام برآیند شعاعی وزن و نیروی عمودی سطح است. برای حالت مرزی قطع تماس در قله N = 0 بگذار، اما این شرط را به وضعیت‌های عادی تعمیم نده. کنترل جهت مرکز، علامت N و حد v = 0 سه راه سریع برای سنجش پاسخ‌اند.

منابع علمی